هدایت به بالا

کد هدایت به بالا

امانت خدا
به زندگی‌ خوش آمدی
تاريخ : 15 / 11 / 1393 | نویسنده : مامان امین

 شکلکهای جالب آروین

سلام دوستان به وبلاگم خوش اومدید .




بازدید : مرتبه | موضوع :
88
تاريخ : 8 / 2 / 1394 | نویسنده : مامان امین

28/04/2015 سلام شیرینک مامان

تو دوسه ماه گذشته یه اتفاق مهم و به یاد موندنی واسمون افتاد و اونم رفتنمون به ایران بود. منو تو و بابایی رو بعد از 5 سال دوری امام رضا ع طلبید و اسباب سفرمون به ایران  فراهم شد.

تو این سفر تو که برای اولین بار مادرجون و باباجون و همه فامیلارو دیدی خوشبختانه خیلی زود باهاشون دوست شدی و از بودن درکنارشون حسابی خوشحال بودی و کلی بهت خوش گذشت...

تو حرم امام رضا ع هم حسابی خوشحال بودی و همش دوست داشتی تو صحنهای حرم راه بری و همه جا رو خوب ببینی. وقتی هم کنار پنجره فولاد میرفتی دستتو به پنجره میگرفتی و بوسش میکردی. و دستتو از پنجره رها نمیکردی و همچنین درو دیوارا رو بوسه باران کردی..

تو خونه هم با همه حسابی دوست بودی و تو مدتی که اونجا بودیم به همه عادت کردی . و هر صبح به محض بیدار شدن سراغ همه رو میگرفتی و پیششون میرفتی. (مادر جون و باباجون و خاله زهرا و دایی امیر عباس  )

سفر خیلی خوب و به یاد موندنی بود هرچند کوتاه ولی خداروشکر که تونستیم بعد از چند سال مامانو بابام و ابجیا و داداشم و البته همه دوستا و فامیلا رو ببینیم و تو هم با اونها اشنا بشی...

تو حرم دوست داشتی مهرها و کتاب دعاها رو جمع کنی و بذاری سر جاشون...بوس

اینم تولد تو و دایی امیرعباس که تو یک روز واستون گرفتیم . تولدتون مبارک عزیزای من والهی 120 سالگیتونو جشن بگیرین.

چون دسترسی به اینترنت نداشتم نشد که واسه تولدتون پست تولدت مبارک بزارم. ولی این عکسو از من بپذیرید. 




بازدید : 133 مرتبه | موضوع : 2/5 تا 3 سالگی
87
تاريخ : 16 / 12 / 1393 | نویسنده : مامان امین

08/03/2015  در روایتی از قول امام صادق (ع) اومده که چون فرزند 3 ساله  شد به او هفت مرتبه بگویید که لا اله الا الله بگوید، 

3 سال و هفت ماه شد به او بگویید که هفت مرتبه بگوید محمداً رسول الله 

و وقتی که 4 سالش تمام شد 7 مرتبه بگوید : صلی الله علی محمد و آله،

❤شکلکهــای جالـــب آرویــــن❤

این نکته نشان می دهد که یکسری از آموزش ها حتی در اون 7 سال اول مبانی است که آموزش های بعدی در مدارس، بر این مبنا استوار می‌شود و جهت پیدا می کند.

اگر دقت کنیم می بینیم که عصارۀ این آموزش ها بر مبنای توحید و نبوت است که در حقیقت فرزندان ما بفهمند که در نهایت بندۀ خدا هستند و الگوهای زندگی را از پیامبر اکرم (ص) می گیرند، در رابطه با آموزش نماز هم از نظر شکل ظاهری قبل از 7 سالگی در روایات آمده که مثلاً همانگونه که پدر و مادر نماز می خوانند فرزند هم تقلید می کند ، با اونها دولّا و راست می شود، مهر می گذارد، رو به قبله می نشیند، دخترخانم ها چادر به سر می کنند، آقا پسرها مثل پدر .

❤شکلکهــای جالـــب آرویــــن❤

  این شکل را از نظر ظاهری شکلی می بینند، و از 7 سالگی به بعد هم در روایات آمده که والدین از فرزندشان بخواهند ، این نباشد که بعد از سن بلوغ به یکباره از آنها بخواهند و این مسئله برای اونها سنگین باشه، بلکه از اونها بخواهند تا در این وادی قرار بگیرند و آرام آرام آشنا شوند،




بازدید : 136 مرتبه | موضوع : 2/5 تا 3 سالگی
86
تاريخ : 16 / 11 / 1393 | نویسنده : مامان امین

05/02/2015 سلام عزیزکم عکسهایی که الان برات میذارم رو تو چندماهی که نتونستم بیام وبلاگتو آپ کنم ازت گرفتم امیدوارم از دیدنشون لذت ببری و لبخند به لبت بشینه. بوسمحبت




بازدید : 171 مرتبه | موضوع : 2/5 تا 3 سالگی
85
تاريخ : 27 / 10 / 1393 | نویسنده : مامان امین

17/01/2015 سلام قشنگم     

این روزا تو صحبت کردن پیشرفتهای چشمگیری داشتی که البته ادامه داره. هر روز و هر لحظه با کلمات و جملاتی که به زبون میاری و نشون از درک و فهم بالای تو داره مارو شگفت زده میکنی. 

اینقد  قشنگ و ناز حرف میزنی که نگو . و هر کسی که باهات هم صحبت میشه چه از پشت تلفن چه رودر رو حسابی ذوق میکنه و میخنده و تو رو تحسین میکنه.

شلک های محدثه

وقتی تلفن زنگ میخوره بدو بدو میری گوشی رو برمیداری و بلند سلام و احوالپرسی میکنی . (سلام خوبی  ?چه بخر (چه خبر) ? سلامتی ? کجایی ? چه میکنی ? و....)

بعدش حال تک تک اعضای خانواده رو هم از کسی که پشت خطه میپرسی....

برای همه شعر یه توپ دارم قلقلیه رو میخونی . البته بعضی جاهاشو به روش خودت تغییر میدی. 

از 1 تا 15 رو به فارسی میشمری . (از 15 به بعد رو قرو قاطی میگی .)

از 1 تا 10 رو به زبون آلمانی هم میگی . 

شلک های محدثه

تاب تاب عباسی رو میخونی که چیزای جدیدی هم خودت بهش اضافه کردی.

 تازگی صلوات رو یاد گرفتی و واسه همه میخونی . 

لا اله الا الله محمد رسول الله علی ولی الله رو تازه یاد گرفتی . 

شلک های محدثه

اسم همه چیزای دوروبرت رو خیلی خوب میدونی و به زبون میاری. حتی اسم بعضی چیزارو به آلمانی هم بلدی و با دیدن هرکدوم اسمش رو به زبون میاری از جمله هواپیما ماشین کشتی قطار امبولانس کامیون تراکتور و... اسم چند تا حیوون رو هم به آلمانی میدونی  و با دیدنشون تو تی وی فورا به زبون میاری.

شکلک های محدثه  

هزار ماشالله نازنینم اینا گوشه ای از شیرین زبونیاته و اینقد زیادن خرفای قشنگت که دوست دارم اینجا بنویسم برات تا وقتی بزرگ شدی بخونیشون و بدونی که چقد باهوش و زرنگ هستی و هر چیزی رو فقط کافیه یکی دوبار بشنوی  بعدش فورا تکرار میکنی. 

شلک های محدثه

پسر شیرینم اینو بدون که هر لحظه هزار بار خدارو شکر میکنم که پسر باهوش و مهربونی مثل تو بهم داده و ازش میخوام در راه پیشرفت بسوی بهترینها و رسیدن به قشنگترین آرزوها کمکت کنه تا همونطور که خدا دوست داره و میپسنده زندگی کنی. 




بازدید : 167 مرتبه | موضوع :
84
تاريخ : 17 / 10 / 1393 | نویسنده : مامان امین

06/01/2015 پسر شیرینم این متنو بخاطر بسپار و هیچگاه فراموش نکن که خدای مهربانی داریم  که همیشه با ماست و هیچوقت تنهامون نمیذاره.

شکلک های محدثه

خداوندا تو میدانی که من دلواپس فردای خود هستم

مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را 

مبادا گم کنم اهداف زیبا را 

مبادا جا بمانم از قطار موهبتهایت 

مرا تنها تو نگذاری 

که من تنهاترین تنهام , انسانم

خدا گوید :

تو ای زیباتر از خورشید زیبایم 

تو ای والاترین مهمان دنیایم 

تو ای انسان !

بدان همواره آغوش من باز است 

شروع کن ...

یک قدم با تو 

تمام گامهای مانده اش با من...




بازدید : 161 مرتبه | موضوع :
75
تاريخ : 13 / 10 / 1393 | نویسنده : مامان امین

02/01/2015 سلام شازده پسر ما امروز اومدم با دوتا تبریک ویژه   شکلکهای جالب آروین

اول سال جدید میلادی رو به تو گل پسرمون تبریک میگم و سالی پر از خوشی برات آرزو میکنم . این پنجمین سالیه که منو بابایی در کنار هم و در کشور آلمان زندگی میکنیم و خدارو شکر سه ساله که تو هم در کنارمون هستی و باهمدیگه سال جدید رو آغاز میکنیم . از خدا میخوام سالهای سال در کنار هم شاد و خوشبخت زندگی کنیم . 

جونم برات بگه همونطور که میدونی اینجا مردم  سال جدی میلادی رو با نورافشانی شروع میکنن که هر

  شکلکهای جالب آروینسال ساعت 12 شب اخرین روز همه جای شهر نور افشانی میشه.  راستش پارسال و سال قبلترش شما خیلی کوچیک بودی و حتی موقع نور افشانیها تو خواب ناز بودی ولی امسال که همه چیز واست تازگی داشت موقع نورافشانی اولش میترسیدی مخصوصا از صداش ولی یکم که گذشت و ما آسمونو نشونت دادیم که روشنو رنگارنگ میشد خوشت اومد و دیگه نترسیدی و همش به بیرون و به آسمون نگاه میکردی. ولیییی تا آخرش ترجیح دادی از پشت پنجره بیرونو نگاه کنی و راضی نشدی بریم بیرون حتی تو بالکن . 
 
 
و دومین تبریک اینکه امروز 1000 روزه شدی و 1000 روز از تولدت میگذره. الهی 1000 ساله بشی عزیزکم. انگار همین دیروز بود که چشمای قشنگ و معصومتو به این دنیا باز کردی و اومدی بغلم و هوش از سرم بردی و شدی تموم زندگیم بعد از بابایی . 
 
 
 
نفسم لحظه لحظه این 1000 روز برام دنیای خاطره است و همیشه به این امید که سالم و صالح بزرگ بشی واست مادری کردم و همیشه از خدا خواستم کمکم کنه مادر خوبی واست باشمو بتونم راه رسیدن به خوشبختی و سعادت رو نشونت بدم تا بشی بنده خوب و محبوب خدا انشالله...




بازدید : 177 مرتبه | موضوع : 2/5 تا 3 سالگی
83
تاريخ : 5 / 10 / 1393 | نویسنده : مامان امین

26/12/2014  سلام قندعسل مامان محبت

شکلکهای جالب آروین

در این اخرین روزهای سال 2014 میلادی وقتی به یکسال گذشته نگاه میکنم درمیان خاطرات , دل نگرانیها و اندوهها وترس از اینده ای نامعلوم خودنمایی میکند اما شادیها و لبخندهایی که از وجود تو لحظه به لحظه به لبهامان نشست بسی پررنگتر است و استوارترمان میکند برای تلاش و رسیدن به زیباییهای اینده .

❤شکلکهــای جالـــب آرویــــن❤پسر شیرینم این را بدان که بزرگترین و زیباترین اتفاق  زندگیمان هستی و وجودت همواره گرمی و عشق را در این روزهای سرد به زندگی و قلبمان میدهد و هر ثانیه از شوق هزاران بار خدارا شکر میگوییم و از او میخواهیم تمام زندگیت سرشار از شادی و لبخند وخوشبختی باشد و هرگز  نگرانی و اندوه در وجود نازک و معصومت جای نگیرد . 

نازنینم همچون روزهایی که وقتی بابایی به نماز می ایستد وتو هم در کنارش می ایستی نگاهت را به او میدوزی و مانند او نماز میخوانی و دستان کوچکت را به دعا بلند می کنی با نگاه معصوم و قلب مهربانت از خدایمان بخواه همیشه شادت بدارد و از بدیها و غمها دورت کند و برای سلامتی همه پدرها ومادرها و بابایی دعاکن. تا فرشته ها برای شادی دلت دعا کنند. 




بازدید : 163 مرتبه | موضوع :
82
تاريخ : 23 / 9 / 1393 | نویسنده : مامان امین

14/12/2014 سلام پسر شیرینم جشنقوی  اومدم با یه خبرخوش ...

امروز نی نی خاله سمیه بدنیا اومد .  دوست جدید تو و همبازیت وقتی بریم ایران. اسمشم گذاشتن محمدمتین ...

 

یه پسر نازو شیرین مثل خودت . امیدوارم شما دوتا دوستای خیلی خوبی برای هم بشین .

اینم عکس عزیز دل خاله ...محبت

وقتی خاله زهرا عکس محمدمتین جونو برام فرستاد حسابی ذوق زده شدم و با شنیدن صدای گریه بامزه ش از تلفن اشک شوق تو چشام جمع شد و البته حسرت برای اینکه ازشون دوریم و نمیتونیم نی نی خاله جونو ببینیم و بغل کنیم. برای اینکه اروم بشم رفتم سراغ عکسا و فیلمای نوزادی و کودکیت  و کلی تجدید خاطره برام شد.

اینم عکس یک روزگیت کنار پسرخاله جون.

 




بازدید : 183 مرتبه | موضوع :
80
تاريخ : 10 / 9 / 1393 | نویسنده : مامان امین

01/12/2014  سلام زندگی مامان خندونک

از اخرین باری که اینجا اومدمو برات ازشیرینکاریها و شیرین زبونیهات گفتم خیلی میگذره . چیزی حدود یکسال . میدونی جیگرگوشه مامان تو این مدت اتفاقات زیادی  واسه مون افتاد که از همه مهمتر مریضی بابا یی بود که حسابی نگرانم کرده بود بطوریکه حالو حوصله برای هیچ کاری نداشتم . غمگین

و بالاخره بعد از گذشت چند ماه تحمل این بیماری خداوند لطفش رو شامل حال مون کرد وبابایی خوب شد و روز به روز بهترو بهتر ...خسته
عزیزک مامان تو هم تو این چند ماه روز به روز بزرگترو شیرینتر شدی و همواره در تمام این مدت که نگرانی و غصه تو دلم خونه کرده بود تنها با خند ه ها و شیرین زیونیهای تو دلم شاد میشد ولبخند به لبم می نشست.محبت
باید بگم حسابی مردی شدی برا خودت و بیشترین پیشرفتو تو حرف زدن و فهمیدن همه چیز داشتی . به حدی که الان دیگه همه چیزو میتونی بگی و بفهمی و درک کنی . تازه شعر یه توپ دارم قلقلیه رو یاد گرفتی و تو هرفرصتی برای همه میخونی چه تلفنی و چه رودر رو . .حسابی دلبری میکنی .از 1 تا 10 رو هم به فارسی و هم به المانی بلدی  و واسه همه میخونی..تشویق
قشنگم شیرینکاریا وشیرین زبونیات هم خیلی زیاد بوده و هست . بعد ازاین سعی میکنم هر کدوم یادم اومد  بیامو و همراه با عکسات واسه ت بذارم تا وقتی بزرگ شدی ببینی شون و حسابی بخندی و شاد بشی قربونت بشم . پس تا بعد.  



بازدید : 152 مرتبه | موضوع :
69
تاريخ : 19 / 1 / 1393 | نویسنده : مامان امین

07/04/2014

 




بازدید : 161 مرتبه | موضوع : 1/5 تا 2 سالگی
79
تاريخ : 12 / 10 / 1392 | نویسنده : مامان امین

02/01/2014 سلام جیگر بلای مامان . اول از همه سال نوی میلادیتو تبریک میگم و سالی پر از سلامتی و خوشبختی واست ارزو میکنم .  .Ich wunsche dir ein frohes neues Jahr

نازم ببخش که دیر به دیر میام . اخه مگه توی وروجک ادمو میذاری ? اینقدر شیطونو بلا شدی که یه لحظه هم نمیشه چشم ازت برداشت . ماشالله همش در حال این ورو اونور رفتنی و سر از همه جا و همه چیز دراوردن . حسابی مشغولم کردی و هیچ وقتی واسه خودم نذاشتی.

خب منم شکایتی ندارم و تازه خوشحالمو خرسند از اینکه گل پسر باهوش و شیرینی مثل تو دارم و با دیدن حرکات بامزه و حرفهای شیرین کودکانه ات خدارو بیش از پیش شکر میکنم . راستش ناگفته نمونه که این روزها یه دلیل دیگه هم واسه دیر به دیر اومدنم وجود داره و اون جمع کردن وسایل و اسباب کشی به خونه جدیدمونه که حسابی مشغولمون کرده . بعد ازکلی گشتن و انتظار کشیدن بالاخره همونی که دوست داشتیمو پیدا کردیم . یه خونه بزرگتر و جادار تر تو یه محله خوب . و با شروع سال جدید اسباب کشی کردیم . 

تو هم با به هم ریختن و جابه جا کردن وسایلا حسابی کمکمون کردی قربونت برم . وقتی هم کمدارو خالی کردیم همش میرفتی تو کمد می نشستی و حسابی بهت خوش میگذشت.

اسباب کشیاسباب کشی

 




بازدید : 252 مرتبه | موضوع : 1/5 تا 2 سالگی
78
تاريخ : 20 / 9 / 1392 | نویسنده : مامان امین

08⁄12⁄2013 سلام نازنین پسرمامان ! 

این روزها با شیرینکاریها وشیرین زبونیهات هممونو حسابی هیجان زده میکنی بطوریکه هر روز شاهد یه حرکت نو و گفتن یه کلمه نو از تو پسر باهوشمون هستیم.ماچ

اینقدر فهمت بالاست که هرچی منو بابایی بهت میگیم میفهمی و هر کاری ازت بخواییم فورا انجام میدی. تقریبا همه وسایل دورو برتو می شناسی و اگه ما بگیم فلان وسیله رو برامون بیار بدوبدو میریو واسه مون میاری حتی اگه تو اتاق دیگه باشه.تشویق

نفسم وقتی می خوای چیزی رو برداری ولی دستت بهش نمیرسه میای پیش من و به اون اشاره میکنی و میگی ″ماما اون″ و هی تکرار میکنی و تا یدست نیاریش هم ول کن نیستی.

وقتی چیزی مثلا اسباب بازیتو پیدا نمی کنی این ور و اون ور میگردی و میگی ″کوووو ? ″ و وقتی پیداش میکنی حسابی ذوق زده میشی .

 مبایلو رو گوشت میذاریو یه چیزایی میگی مثل الو باچه نه تووووت و..... و چیرای دیگه که فقط خودت معنیشونو میدونی گلم.

 کلماتی که میگی زیادن اما اونایی که بیشتر ازت میشنویم ;

 بابا , ماما , دایی , عمه, عمو ,خاله ,کاکا , بله , بیا , بای بای , جاجا (گردش) , بیدی (بده) , تلاااا (سلام), یا (بله المانی), ناین (نه المانی), الو (سلام المانی ) , توووت (خداحافظی المانی ) ,

  کلمات بالا رو خودت میگی بدون اینکه ما ازت بخوایم اما تو تکرار کردن کلماتی که میشنوی حسابی استادی و هر کلمه رو عین خودش تکرار میکنی تازه چند روز پیش پدرجون یعنی بابای من که تو ایران زندگی میکنن و تو رو هنوز از نزدیک ندیدن و فقط از طریق تلفن یا اینترنت باهات صحبت و ابراز محبت کردن مثل همیشه تلفنی باهات صحبت می کردن و از 1 تا 10 رو برات شمردن و تو هم با زبون شیرینو بامزه ات تکرار کردی .... 

 

و این اولین باری بود که تو تونستی اعداد رو هم تکرار کنی و حسابی شگفت زده مون کردی

شیرینم.  

20 ماهگی




بازدید : 233 مرتبه | موضوع : 1- 1/5 سالگی
77
تاريخ : 6 / 9 / 1392 | نویسنده : مامان امین

25/11/2013

سلام قند عسل مامان روزای برفی امسالم از راه رسید و امروز اولین برف سال 2013 باریدن گرفت که البته دومین سالیه که تو این روزهای برفی و مرواریدی رو درک میکنی .عزیزکم هوا خیلی سرد شده و دیدن بارش برف از اسمون وقتی همه جا سفید میشه و به یک رنگ در میاد لذت بخشه .البته اینم بگم که همه 4 فصل زیبای سال قشنگیای خودشونو دارن و باید خدارو به خاطر اینهمه زیبایی شکرکرد. از خدا میخوام سالیان سال 4 فصلهای بی شماری رو درک کنی وصدف وجودت سفید و پاک عین برف زمستونی و گرم همچون گرمای تابستونی باشه. و زندگیت همیشه بهاری باشه گل همیشه بهار مامان.




بازدید : 242 مرتبه | موضوع : 1- 1/5 سالگی
76
تاريخ : 23 / 8 / 1392 | نویسنده : مامان امین

ایام عزاداری سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدلله الحسین (ع) تسلیت باد. محرم 

اینم عکس محرمی شازده پسر 




بازدید : 236 مرتبه | موضوع : 1- 1/5 سالگی
73
تاريخ : 26 / 7 / 1392 | نویسنده : مامان امین

18/10/2013 سلام همه هستی مامان این روزها دلم حسابی گرفته و بغضی شدید راه نفسمو بسته و این بغض و دلتنگی هر بارکه به چهره زیبا و معصوم تو نگاه میکنم بیشتر و بیشتر میشه.ناراحت همه اینها به خاطر اینه که مدتیه مجبور به انجام کاری شدم که قلبا راضی نیستم و در واقع فکر میکنم زوده واسه اینکار . اما کوچولوی قشنگ مامانی چون شیرت میدم یه مدته بدجوری ضعیف و بدحال شدم و  همش دچار تب و لرز و افت فشار خون و بیحالی میشم . با توصیه دکترم باید پا رو دلم بذارمو از شیر بگیرمت هرچند دلم میخواست تا 2 سالگیت از شیره جانم سیرابت کنم .

عزیزکم بدون که تموم زندگی منی و نفسم به نفسهای تو بسته است. بدون که طاقت ندارم ببینم بیقراری میکنی گل نازکم. راستش از مدتها پیش تصمیم به این کار گرفتم ولی حتی فکر گریه و بیقراریهای بعد از ان تو اذارم میداد و نمیگداشت تصمیمو عملی کنم. کم کم برای اسونتر شدن و قابل تحمل شدن چند هفته ای روزها بهت شیر نمیدادم و غذا و میوه و خوراکیهای مقوی رو جایگزینش کردم و سعی میکردم هرجور شده سرگرمت کنم تا شیر خوردنت کمتر بشه و خوشبختانه موفق هم شدم . ولی شبها دغدغه اصلی من بود چون وقتی بیدار میشی فقط و فقط شیر میخوری و  متاسفانه هیچ وقت هم میونه خوبی با شیشه شیر نداشتی واسه همین نمیدونستم چطور از شیر بگیرمت که راحت تر بتونی تحمل کنی و زود عادت کنی و مشکلی واست ایجاد نشه.

خب بعد از کلنجار رفتن با خودمو پرس وجو از همه  بالاخره در 18 ماهگیت این کارو کردیم . دو سه شبی خیلی گریه کردی و من هر بار با دیدن گریه ات وقتی با نگاه معصومت ازم تقاضای شیر میکردی دلم اتیش  میگرفت و دلم میخواست از تصمیمم برگردم و دوباره با شیر دادنت هم تو رو اروم کنم هم خودمو. خدا میدونه تو اون لحظات سخت چه حالی داشتم. قشنگترینم شب سوم بالاخره شیشه شیرو قبول کردی و کمتر گریه کردی. و منم ارومتر شدم .

خوشبختانه روز به روز بهتر و بهتر شدی تا جاییکه حسابی به شیشیه شیر وابسته شدی و هر وقت شیر بخوای خودت بدو بدو میری و شیشه شیرتو میاریو بهم میدی تا توش شیر بریزم . خب ناز دلم این بود یکی از دشوارترین مراحل زندگیم که باکمک تو باموفقیت به سرانجامش رسوندم.

 




بازدید : 238 مرتبه | موضوع : 1- 1/5 سالگی
صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد
mouse code

كد ماوس